منافع ملی حلقه گمشده بازارسیاست
....وبازهم درعقب گردی در مسیر تاریخ به یکصدسال پیش باز میگردیم ،پس از فتح تهران واحیای نظام مشروطیت ضائقه استبداد طلب عنصر ایرانی که ریشه در کهن تاریخ این مرز وبومداشته و دارد انتظار آن داشت تا که حاج علیقلی خان سردار اسعدبختیاری بلافاصله قدرت را قبضه وسلسله جدید بختیاری را اعلام نماید. اما روح دموکراسی خواهی این خان روشنفکر که دهها سال جلوتر از زمان خودش می زیست نه تنها از پذیرفتن این خواست ملی که امروزه حتی متناسب با رای وعقیده اکثریت هم تلقی میشود بلکه خود عین دموکراسی هم به حساب می آید مانع از پذیرش این خواست ملی گردید.چرا؟دلیل آن بی سوادی وناآگاهی اکثریت ملتی بود که 97درصدشان بیسوادبودند وخان روشنفکربختیاری پذیرش این خواست اکثریت را که بظاهرخواستی دموکراتیک هم بحساب می آمدخیانت به ملت ومیهنش می دانست.چند ماهی از پیروزی مشروطیت می گذشت و ولایاتی چون اصفهان،کرمان ،یزد، بختیاری و...توسط حکام بختیاری اداره میشدندکه البته با توجه به روحیه جنگاوری وشجاعت عنصر ایلیاتی و بختیاری برای احیای نظم وانضباط در آزمان اجتناب ناپذیر به نظر میرسید.همین امر مدتی بعدسبب ایجادشایعاتی مبنی بر تغییرعقیده خان بختیاری دربین سیاسیون گردید.چون سرداراسعداین شایعه راشنیدبلافاصله حکام بختیاری چون خسروخان سردارظفر،لطفعلی خان امیرمفخم،اسکندرخان عکاشه ضیغم الدوله وسرداربهادرو.. را فراخوانده امر کرد همگی استعفائ داده خود نیز از وزارت داخله کناره گرفت تا که دیگر این شایعات نباشدوبه بهانه درمان قوه باصره عازم فرانسه گردیدوتعهد وباور راستینش را به دموکراسی بیش از پیش به اثبات رساند.وحتی وقتیکه محمدعلی میرزا تحت حمایت روسیه تزاری با همراهی ارشدالدوله وسالارالدوله از چند جبهه به سوی تهران هجوم آوردند همه آزادیخواهان ومشروطه طلبان،اعم از دولت ومجلس شورای ملی چاره کار را در بهره گیری از قدرت وشجاعت بختیاری دیدندوبا ارسال دهها تلگراف به پاریس خواستار بازگشت سرداراسعدشدندتاکه باردیگرغول استبدادمحمدعلیشاهی را نابودش بنمایدولی سردار امکان بازگشت نداشت وتحت درمان قوه باصره بود وبه توصیه اطباء نباید درمان را رها میکرد.سرداراسعد طی تلگرافی همه خوانین بختیاری را به بسیج دوباره امرکرده سپاه آزادیخواهی تحت فرمان جعفرقلیخان امیربهادرپسرارشد سرداراسعد شکل گرفت که خوانندگان این سطور با شهامتها وشجاعتهای این مدافعان میهن ومشروطیت آشنایی دارند که چگونه آزادیخوان چندهزارنفری بختیاری سپاه چند ده هزارنفری استبدادی را درهم شکستند حماسه ای که در تاریخ ایران ما تا به ابد ماندگار است.....
واما امروزه در دوول صاحب دموکراسی اگر قطاری از ریل خارج شود ویا هواپیمایی ساقط گردد بلافاصله وزیر مربوطه استعفاء میدهد تا که افکار عمومی را اقنا نماید که ملتش بدانند که قدرت امانت آنها بوده واین وزیر با پذیرش اشتباه مجموعه تحت مدیریتش خودش را مقصر میداند واین از آن روی است که قدرت امانت ملت است که هرگاه که بخواهد پسش میگیرد تا که مفسده به بار نیاورد...
وحالا در کشور عزیز ما ایران همیشه سرافرازمان میهنی که گل سرسبدهمه مدنیتهای مشرق زمین است میهنی که هماره کانون توجه جهانیان بوده واست. درایران ماچندماهی است که شکافی دردناک در بین مردممان پدید آمده است زورآزمایی خیابانی وحتی شهادت جوانان عزیزی که همانهایی هستند که روزگاری در شهدشهادت نوشیدن در مرزهای میهن از همدیگر سبقت می جستندتلخترین قصه ای است که قلب همه مارا بدرد می آورد اینجا دیگر سخن از حق وباطل گفتن هیچ مناسبتی نداردهمه ملت ما حق وحقیقتندهرکس از هرطیف وگروهی آنان که جنبش سبزشان میخوانند وآنان که اصولگرایشان میدانندمهم ایران عزیز ماست وطنمان سرزمینمان دینمان ومذهبمان که تنها کشوردرجهان اسلامیم که افتخارشیعه گری داریم .اندکی بهوش باشیم این ملت فهیم را درکشان کنیم استعفای من نوعی در فلان رده مدیریتی اگرچاره کار است بیش از این درنگ جایز نیست آن هم در این برهه خاص که نظام وانقلاب برای من که یکنفرم هزینه می پردازد پس گذشت وفداکاری مرا میطلبد شاید خودخواهی من این شکاف دردناک را عمیقترش بنمایدو....
ماکه سنگ اسلام وامام ونظام را به سینه میزنیم اثبات کنیم که به این ادعاهایمان باور عملی داریم.
بستن وگرفتن وفیلترکردن چاره کارنیست ،درشرایط فعلی همدلی وگفتمان اهالی اندیشه وخردمندان سیاسی چاره کاراست،دلسوزان میهن از شرایط فعلی رنج میبرند .
براستی ما مفهوم منافع ملی را درک کرده ایم؟ فراموش نکنیم همبستگی ملی بزرگترین سرمایه این مملکت است مبادا آنروزی که اینگونه نباشد.
حداقل ناامنی همسایگان شرق وغربمان عراق وافغانستان رابنگریم .
وفراموشمان نشود:
ماهمه مثنوی یک دفتریم چشمها را باید شست جوردیگرباید دید.