تبليغاتX
پژوهشکده تاریخ-فرهنگ وادبیات قوم بختیاری

سازمان جمعیت بختیاری سازمانی غیر دولتی یا ان.جی.او می باشد که در سال ۱۳۸۰برای اولین بار تابلوی آنرا در شهرکرد ودر چهار راه فصیحی دیدم.جوانی فعال وپر انرژی از طایفه پبدنی بختیاری بنام رامین حیدری عهده داراین تشکل بودند.اهداف این تشکل بر حفظ ارزشهاوسنتهای ایلیاتی وخود باوری بختیاری استوار بود.آقای حیدری برای امور اطلاع رسانی به دفتر هفته نامه زاگرس می آمدند وگاه در حوزه هنری همدیگر را میدیدیم.دغدغه های مشترکی داشتیم وزحمات این جوانان دلسوز وغیرتمند حقیقتا شایسته تشویق وتقدیر بودند.

پس ازفراغت از حوزه هنری وهفته نامه زاگرس ودر زمانی که به عرصه کتاب ونشروکتابفروشی بازگشته بودم روزی حیدری عزیز زنگ زدند که قرار است نمايندگي مركزي سازمان جمعیت بختياري درلرستان را یکی از اقوامتان راه اندازی کنند واین عزیز کسی نبود مگر محمد شیری چکانی دایی خوبم از تیره تادسمالی طایفه نیکنام وشجاع تادخیری از باب چهارلنگ ممیوند.تادخیریها که به شجاعت وجنگاوری شهره اند امروزه در دورود لرستان ودر کل این استان از جمله شناخته شده ترین هویت های قومی اند.این طایفه بزرگ در عرصه تحولات اجتماعی وسیاسی درشرق لرستان که تماما بختیاری زبانند نقشی تعیین کننده دارند و در جنگ تحمیلی نیز دهها شهید عالی مقام را تقدیم میهن عزیز نمود ه اند.

اینک آقای محمد شیری چکانی پس از چندسال که از اداره نمايندگي مركزي سازمان جمعیت بختیاری درلرستان می گذرد به اصفهان مهاجرت کرده ودو سه ماهی است که نمايندگي مركزي سازمان جمعیت بختیاری دراستان اصفهان را هم راه اندازی کرده است.این مکان که میعادگاه عاشقان تاریخ و فرهنگ وهنربختیاری است همه مارا همه مابختیاریهایی را که به عشق هویت بزرگ تارییخیمان نفس می کشیم به سوی خود می خواند برماست تا که این چنین جوانان با انگیزه ودلسوزی راکه عاشقانه در این مسیر گام بر می دارند درک کرده به تقویتشان بپردازیم.اگر امروز فلان مطبوعه ویا فلان شخص معلوم الحال به ایل وقوم وهویت ما جسارت روا میدارد از فقدان این چنین تشکلهای مدافع فرهنگ وتاریخ ما ناشی میشود.بیایید همه باهم به تقویت ومساعدت مادی ومعنوی این پاسداران هویت واصالت بختیاری بپردازیم.از همین امروز که شایدفردا خیلی دیر شده باشد....

آدرس سازمان جمعیت بختیاری اصفهان:خیابان رباط پایینترازمسجد حجت نبش کوچه طالقانی طبقه فوقانی.تلفن۰۳۱۱۴۳۹۵۱۳۱-۰۹۱۶۶۶۲۲۰۴۳-۰۹۱۳۹۱۶۷۶۲۵

آدرس دفتر اهواز سازمان جمعیت بختیاری:سه راهی باهنر خیابان یکم سپیدار پلاک۲۸ تلفن۰۶۱۱۲۲۷۴۴۰۷

 

 

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 10:7 |

دکترعبدلهی دوست خوبم زنگ میزند که فلانی ضمیمه روزنامه ایران پنجشنبه را خوانده ای؟میگویم نه اصلا با این جریده وزین از فردای وداع دولت خاتمی با قووه مجریه ارتباطی ندارم.به هرحال به زحمت مطلب یاد شده را پیدا میکنم.ادبیات بکارگرفته رامتعلق به فردی دهکردی بنام ب-ز میبینم از زمان حضورم در شهرکرد میشناسمش بدون شک اهل نظر میدانند که ایشان آدم بیسوادی بیش نیست اصلا از روی عقده حقارت دست به این کار زده است اینکه بختیاری آریایی وبازمانده اصلی قوم پارس را سامی معرفی کند وچهارمحال بختیاری یعنی چهارمحل متعلق به بختیاری(دارای کسره مالکیت)را چهارمحال و بختیاری بپندارد که از زمان ورود طایفه فضلویه از شامات واو اضافه وکلمه بختیاری به محال اربعه اضافه شده باشد ویا بختیاری را جدای از لرها بداند نظری مضحک وبی پایه بیش نیست.اصلا ارزش پاسخگویی هم ندارد آنهم اگر چنین نظری از جانب یک فرد بیسواد ورعیت زاده ای که همواره توسری خور بوده است بیان شده باشد هرچند جرات معرفی خودش را بعنوان نویسنده مطلب نداشته  است.اما روی سخنم با گردانندگان روزنامه ایران است براستی آیا هر مطلبی را باید چاپ کرد؟قصه کاریکاتور مانا نیسانی واهانت به آذریها وتوقیف این روزنامه هنوز از اذهان زدوده نشده است که گاف دیگری از جانب روزنامه رسمی دولت نهم رخ مینماید.بختیاری وتاریخ درخشانش آنچنان غنی وریشه دار است که با این اراجیف بی پایه کوچکترین خللی به اصالتش وارد نمیشود.ذکر تاریخچه کوتاهی از تاریخ پرافتخار بختیاری که بدون جانبداری خاصی باید گفت پرافتخارترین قوم ایرانی است را لازم میدانم.میدانیم که خاستگاه امپراتوری هخامنشیان ایذه ومسجدسلیمان بوده است ومیدانیم که به گواه مورخان وباستانشتاسانی چون رمان گیریشمن وماکسیم سیرو بختیاری بازمانده اصلی قوم پارس است وامروزه هم زبان وفرهنگ وخصوصا لباس بختیاری همان لباس ایرانیان باستان است ونیز میدانیم هرگز هیچ قوم دیگری بغیر از لرهای بختیاری در این جغرافیای شناخته شده زندگی نکرده اند.

واما این چهارمحال از آن بختیاری که درمجلس سوم این واو تحمیلی را بجای کسره مالکیتش نشانده اند در طول تاریخ بختیاری بوده وتا ابد هم بختیاری باقی خواهد ماند.چهارروستای لار وکیار ومیزدج وگندمان چهاربلوک تقسیم شده میان خوانین بختیاری بودند که رعیتهای ترک ومهاجر در این بلوکها به خدمت وکشاورزی مشغول بودند این رعیتهای وفادار از محصول بدست آمده گذران زندگی کرده وبخش اعظم آنرا هم به اربابان بختیاری خود تقدیم میکردند.اما دهکردیها وبخشی از هفشجانیها کرد هستند که در دوره نادرشاه افشار به اینجا آمده اند ومشاغلی چون نمد مالی وگیوه کشی وآهنگری ودلاکی را انجام میدادند وچون این مشاغل در فرهنگ بختیاری مضموم بوده کاروبارشان رونق گرفته است .همچنانکه در گذشته ذکرکرده ام:

پس از مقاومتهای جانانه بختباریها در برابر نادرشاه افشار که ناشی از روح آزادیخواهی و شایستگی این قوم جهت دست یابی به تاج وتخت پادشاهی در آنزمان بود.نادر بادختر یکی از خوانین بختیاری ازدواج نموده وچهار هزار جوان بختیاری را بافرماندهی علی مردان خان بزرگ چهارلنگ و علی صالح خان دورکی هفت لنگ به اردوی خود دعوت مینماید و برخی از طوایفی را که مسبب این قیامها بودند را به  نواحی خراسان و فارس وقم وقزوین تبعید نمود و دو طایفه خلج و شقاقی راکه از طوایف کرد ساکن در حد فاصل کرمانشاه و ایلام بودند را به سرزمین بختیاری کوچ میدهد. طایفه خلج در هفشجان ساکن شدند وبااسیوندها وطایفه مهاجر دیگری از لرسان کوچک که بر اثر قتلی به بختیاری کوچ کرده بودند زندگی مسالمت آمیزی را آغاز کردند که البته هنوز هم فامیل فیلی در هفشجان که بازماندگان لرهای فیلی یعنی لرهای لرستانی نواحی خرم آباد هستند وجود دارند.طایفه شقاقی نیز در محل بازار قدیم شهرکرد سکونت داده شدند.این طایفه که هنرمندان نمد مال خوبی بودند و "کردین" که تن پوش مردان کوچ نشین و چوپانان است از مهمترین تولیدات آنان به شمار می رفت را تولید میکردند. برودت شدید سرما واستفاده وسیع بختیاریها از این تن پوشها باعث رونق کار این هنرمندان تازه وارد گردید بزودی نام" ده کردین"به این منطقه اطلاق گردید .ضرورت وسهولت تلفظی باعث تبدیل ده کردین به دهکرد گردید تا چند سال پیش نمد مالی از مشاغل پر در آمد در این شهر به حساب می آمد .در زمان رضاشاه دهکرد به شهر تبدیل وشهرکرد نام گرفت  این در حالی بود که همان جمعیت اندک کرد در جمعیت اکثریت بختیاری هضم شده بودند چندسالی است که بختیاریها با توجه به نژاد وفرهنگ و تاریخ منطقه خواستار تغییر نام این شهر با عنوانی بختیاری هستند .... 
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 10:43 |

امروز پس از دوسال دوباره گذرم به تخت فولاد افتاد.بعداز آن جاروجنجال دارودسته تندروهای مذهبی اولین بار بود که به این مکان سرمیزدم.وضعیت خیلی تغییر کرده بود یعنی با همت ومساعدت میراث فرهنگی اصفهان مرمت کاملی به عمل آمده وبه شکل آبرومندانه ای قبور خوانین ورهبران بختیاری در انقلاب مشروطیت بازسازی شده بود واین ظرافت وخوش سلیقگی شاید عامل عصبانیت آن جماعت رادیکال شده باشد.

با خودم میگویم با همه این کارها بازهم ما ایرانیها وبخصوص ما بختیاریها قدر سردار اسعد را نمی دانیم .اصلا جایگاه این بزرگمرد را نشناخته ایم.ما از سرداراسعد شاید چیزی نمی دانیم.شاید همه تصور ماها از این ایلمردبزرگ تصور مردی ایلیاتی باشد که یک قیام ملی را رهبری کرده ودر نهایت به پیروزیش رسانده باشد.درحالیکه عمق افکار چنین سیاست مرد بزرگی که دهها سال جلوتر از زمان خودش میزیسته برما پوشیده مانده است.امروزه ماها به قدرت نه بعنوان یک امانت برای محدوده زمانی خاصی بلکه به عنوان میراثی ماندگار می نگریم در حالیکه یک قرن پیش سردار اسعد بختیاری قدرت را امانت مردم میدانسته و آنرا هم دودستی به مردم تقدیم کرده است...

 وهمچنین است قصه نجفقلی خان صمصام السلطنه آن پیره مرد صاف وصادق که حاضر میشود برای سرکوب مخالفان مشروطیت از اموال خودش هزینه های جنگی را بپردازد.وی را با آقازاده ها و رانت خواران امروزی که پست وقدرت را وسیله غارت سرمایه های ملی  می پندارند مقایسه کنید.آن کجا واین کجا؟

واما بازهم از حاجی علی قلی خان سردار اسعد بگویم که اورا سخت دوست  میدارم.در اوایل انقلاب که تب گیر دادن به خانها داغ بود بهمن خان اسعد نوه سردار اسعد را که در قلعه جونقان ساکن بود دستگیر میکنند.به چه جرمی؟جرمی پیدا نمیشود .یکماه گرفتار است وطی این یکماه از اهالی شهر جونقان میخواهند که اگر از ایشان شکایتی دارند ارائه دهند تا بالاخره جرمی پیداشود اما طی یکماه حتی یکنفر حتی یک نفر شاکی علیه بهمن خان پیدا نمیشود ودر نهایت مجبور به آزادی وی میشوند.

بهمن خان نیز به پاس جوانمردی اهالی جونقان پس ازآزادی تمامی املاک خود را در جونقان وحومه میان اهالی تقسیم میکندو از جونقان خارج میشود.قلعه جونقان اینک در اختیار سازمان میراث فرهنگی چهارمحال بختیاری است وبزودی به عنوان موزه مشروطیت شاهد افتتاح آن خواهیم بود.این قلعه در زمان حاجی علیقلی خان ساخته شده واولین ژنراتور برق در ایران در این قلعه بوسیله سردار اسعد بکارگرفته شد پس از سردار اسعد تعدادی از فرزندانش مقیم این قلعه که معماری آن تلفیقی از معماری ایرانی و اروپایی است بودند....

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 20:2 |

۲۵اردیبهشت بیاد فردوسی این بزرگ منادی هویت و اصالت پارسیان درجای جای ایران عزیزما مراسم شاهنامه خوانی و جشن زبان فارسی برگزارگردید.ودرسرزمین بختیاری باشکوهتر...دربازگشتی در دل تاریخ بزرگمردی ایرانی وپارسی را میبینیم که از هجوم بیرحمانه فرهنگ وزبان تازیان بر برزبان و فرهنگ ایرانی سخت غمگین است ونگران .خانه نشینی را پیشه میکند او که از دهگانان طوس بود واز غیرتمندان سرزمین کوروش وداریوش.۳۵سال میسراید قصه ماندگاری زبان وهویتی را تاکه پس از هزارسال واندی بماند زنده وپویا وعمری تا به هزاران سال بعد را تجربه کند.واینک مجاهدت فردوسی و عظمت فردوسی را که از مرزهای هویتی واصالتی ما همچون همه جنگجویانمان در طول تاریخ از هجوم متجاوزان دفاعی جانانه کرده است را اندکی قدر میشناسیم ما.وما که ازاستیلای فرهنگ وزبان همه مهاجمان در طول تاریخ به برکت فردوسی وشاهنامه اش که حتی یک واژه غیر ایرانی را درخودندارد به سلامت تا اینجای تاریخ با سرفرازی پیش آمده ایم این مهم را مرهون آن دهگان زاده غیور وسلحشوری میدانیم که در آخرعمر از فقر وفلاکت خودش واطرافیانش سخت به زحمت افتادند همان سرنوشتی که بسیاری از فرهیختگان امروزمان هم بدان مبتلایند...

وحالا۱۱۱۶سال پس از هجرت سرافرازانه فردوسی ماییم وتاریخ وبی نظیرترین سروده حماسی او.ماییم وهمه آنانی که دل درگرواین هویت ماندگار وجاودانه دارند..

واما ما بختیاریها با فردوسی وشاهنامه اش پیوندی ناگسستنی داریم.ماو فردوسی "خین چو" هستیم .

ازیک خاستگاهیم واز یک تاریخ.ما منادیان فرهنگ وزبان پارسی بوده ایم با شاهنامه زیسته ایم.شاهنامه را درک کرده ایم با شاهنامه از ایلاق به گرمسیر واز گرمسیرتابه ایلاق ره پیموده ایم آنهم هزارسال متوالی بدون وقفه.ماوفردوسی درد مشترکی داشته ایم نگاه مشترکی ودرنهایت هدف مشترکی.اصلا شاهنامه خوانی وانس باشاهنامه وهمزادپنداری با قهرمانانش بخشی جداناشدنی از زندگی کوچ نشینی ما بوده است .گواهمان همه جهانگردان بیگانه اند.آنگاه که لایاردها از خشممان میگویند واز تحریک احساساتمان واز گریستنهای اجدادمان در مرگ فلان پهلوان شاهنامه.ما وشاهنامه وقهرمانان شاهنامه وجمشیدها وکیومرثها از یک رگ وازیک ریشه ایم ازیک خاستگاه.آخرما ایرانی ترین قوم ایرانیم.ماازنسل ابدیتم وباهمه تاریخ ایرانمان مانوس.وحالا هزاروپنجاه سال پس آغاز نگارش شاهنامه هنوز که هنوز است بوی طراوت وماندگاری اش مشام همه دوست داران تاریخ وهویت وزبان پارسی را نوازش میدهدوبازهم ما بختیاریها که حفظ وحراست از میراث فردوسی را یک رسالت همگانی دانسته ایم تا به امروز.هنوز هم در کنج خانه های قدیمی در ایذه یا مسجدسلیمان.دردزفول یا لالی.درسردشت تا چلگرد ویادر هرکجا که قلب یک بختیاری می طپد میتوان کهنسالانی بسیار رادید که شاهنامه همه شاهنامه ویا بخشی از آن را از برند.....

ودرودی بسیاربر همه آنانکه شاهنامه را ومردمان شاهنامه را وفردوسی پاکزاد را دوست میدارند....

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:50 |

موسم موسم کوچ است. موسم رهیدن از گرمای کوهپایه ها.ایل آهنگ کوچ میکند.مردان دستک دووارها را رها میکنند.زنان هورها را هورکولهارا میبندند.شبانان هی هی و هی هی کنان پیش قراولان کوچ می شوند.ومردان بهون ها را درهم می پیچانند وحالا تنگ قاطرها محکم است و اسبها مهیای رفتنند...بلندیهای برف گیر زردکوه واشترانکوه وقله های رفیع کوهرنگ و سبزه کوه و قالی کوه.سر سالن کوه را از یاد نبریم گرچه دیگر ایل من طایفه من و اولاد سیف اله سالهاست که از حرکت بازمانده ایم.مال که به راه می افتد از راه مالرو خرامان خرامان تمدن نوین را به سخره می گیرد.از بوق ماشینها واز جاده های آسفالته هیچ خبری نیست.آخر ما به گذشته امان باز گشته ایم در دالان تنگ وتاریک خاطره.ایل به راه می افتد تا که فریادگر ابهت و شکوه مردمانی باشد با تاریخ و مدنیتی به درازای کهن بوم ایران.پیش از این ریش سفیدان و کدخدایان ویاکلانتران ودرنهایت ایلبیگی و ایلخانی هنگامه مال کنون را اعلام داشته اند:به تاریخ فروردین ماه یکهزاروسیصدو اندی...که قرار است خشک سالی بیایدوگرمسیر گرمتربشود وبنزین سهمیه بندی و نیسانهاازحرکت بازبمانند.وایل دوباره راه مالرو را درپیش بیگیرد.وحالا اواخرفروردین ماه یکهزاروسیصدوهشتادوهفت خورشیدی است وما شما وتاریخ شاهدان زنده این کوچیم.ایل آهنگ کوچ میکند با ته مانده ای ازرمق گذشته.وحالاکه جمعیت کوچ نشینان به شدت کاهش یافته اند مال در حومه فلان شهر در وارگهی برای همیشه از حرکت بازمانده است هرچندهنوزهم پرچمداران حماسه بزرگ کوچ وکوچ نشینی درصحنه باقی مانده اند وباچنگ ودندان از میراث آباء و اجدادیشان حراست میکنند.سالهاست که ما مدعیان شهرنشینی داعیه شهروندی داریم وکوچ این مظهر بزرگ بختیاری بودن را بفراموشی سپرده ایم.ما اینجا در این آپارتمانهای قوطی کبریتی نشسته ایم و برای مردمان سخت کوش باقی مانده در سنگر هویت واصالت نسخه می پیچانیم که آهای مرد عشیره سرگردانی میان ایلاق و قشلاقت به سرآمده و موعداسکان است وسکون وسکوت وبی خبری.غافل از آنکه مرد ایلیاتی را اگر تفنگش بستانی و زین از پشت اسبش به زیر آوری واگر از کوچ بازش بداری دق مرگش کرده ای ناخود آگاه از حیاتش ممات می آفرینی واز زنده وزیستنش جهنم.هرچند چند دهه ای است این پیکره بی سربه سختی نفس میکشد وخسته وکوفته ره می پیمایدتا که آن پرچم نمادین همچنان در اهتزاز باشدومن وشمادلخوش.سرازحیات کوچ نشینی آندم جداشدکه خوانینش را وکلانترانش را وکدخدایان وحتی ریش سفیدانش رابه جبر زمانه وبه جبرسیاست از پیکره اش جداکردندتاکه آهنگ هجرت به سوی شهرها شتابان وشتابانتر بشودودر نهایت تیر خلاصی باشد بر پیکره عنصر کوچ نشین تاکه فراموش بشود هویتمان وتاریخمان واصالتمان .که هرگز چنین مباد.و حالا که کوچ بهاره آغاز میشود وایل ما باب ما باب ممیوندچهارلنگ  بختیاری بقول بلاگر خوبمان مجتبی هیودی این دوست تازه آشنایم که در همین ایام تعطیلات نوروزی در دزفول شبی به اتفاق محسن رحیمی این پسرخاله خوبم که همه اورا به وبلاگ دووارش می شناسند مهمان محمد نبوتی همانکه خود ایسوند بلاگ را داردو خانواده اش ازبزرگان بختیاری دزفولند وپدرش جانباز جنگ وجهاد وایثار ومقاومت است بوده ایم.شبی ماندنی درخاطرم که درمحضر جماعتی از اهل فضل وکرامت وبزرگواری ساعاتی را خوشه چین معرفت  بوده ام.گفتم بقول مجتبی هیودی عزیز ایل ممیوندکه از حیث جمعیت به گمانم پرجمعیت ترین بابهای بختیاری است کوچ بهاره خود را از مسیر پل کول به سوی اشترانکوه و قالی کوه ویا سرسالنکوه آغازکرده است.وما همچنان گوش به زنگیم که دولت ما نسبت به ثبت کوچ عشایر بختیاری در یونسکو به عنوان میراث معنوی جهانی اقدام کند تاکه از این رهگذر کوچ نشینی زنده و پویاباقی بماند ودولت ماهم به آب ونانی برسد.چراکه کوچ نشینی در واقع موزه زنده تاریخ وفرهنگ ایران ماست وتخریب جاهلانه این موزه طبیعی سخت وحشتناک است.

وحالا پیای ایل ما که در مسر کوچ است دغدغه دیگری هم دارد .خشکسالی وکمبود علوفه وغله.دیگر برزگران دوباره به گرمسیر باز نمی آیندوسالن کم آب ودلهای نگران و...دیگر زنان ایل درغم دوری مردانشان نمی خوانند:

زهر مارم وا نون گنم وماس            یارم ناشتا به گرمسیراکشه داس

وبازدربستر تاریخیم داریوش بزرگ در گرمسیر در پایتخت زمستانی اش شوش ۲۵۶۰سال پیش دست دعابرداشته است:

ای اهورامزدا مملکت مرا از دشمن ودروغ وخشکسالی در امان بدار.

وماهم اینچنین میگوییم بارپروردگارا ایل مارا قوم مارا و میراث آباء واجدادی مارا از گزند حوادث محفوظ بدار..

وبارپروردگارا ایران عزیز مارا از جنگ و دشمن و دروغ و خشکسالی در امان بدار...

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 13:33 |

یک هفته از عیدنوروزگذشته است.به رسم هرساله به خوزستان آمده ام.موطن وزادگاهم.اندیمشک وخاطرات سالیان دور ونزدیک.امروزصبح دست دخترم هستی رامیگیرم تابه دزفول با دنیای کودکانه اش سیرمیکنم.باهمه آرزوهایش.بادنیای زیبایش.باشیرین زبانیهایش.بازارقدیم دزفول بازاری است نه آنچنانی برخوردارازهنر معماری.ولی برای من وامثال من سرشار است از خاطرات گذشته.به ایام کودکی همین بازارمحل خریدماشوینی ها بوده است ازهرآنچه احتیاج داشتیم.اصلا این بازارهمه مشتریانش بختیاری بودند.واینک هم به همین منوال.ازجلوی حجره ای میگذرم به قصدخریدلباس بختیاری برای دخترم هستی تاکه همچنان با این فرهنگ وتاریخ وهویت همزیست باقی بماندتابه ایام بزرگسالی اش انشاالله.درحجره ای پیرمردی چهارشانه خشکبار می فروشد.تشتی پرازترشی انارکه دانه های خشک شده انارهای ترش است جلویش دیده میشود.می پرسمش ترشی کجاست؟درحالیکه میدانم این ترشی مرغوب بادانه های سرخ ودرشت تنها متعلق به شوی زادگاه من است.بالهجه دزفولی میگوید ای یو ترشی لوسه.میگویمش که ترشی لیوس سفید رنگ و کمی شیرین است.لبخندی میزند میگوید نه ترشیه شویه.ازمرادفزکی خریدمشه.نامی که میگویدآشناست.ازاقوام شوینی من است آدمی منطقی که هنوزکه هنوزاست درشوی باقی مانده وحتی تکنولوژی نوین راهم درشوی دورافتاده دورافتاده وفاقدجاده ماشین رو به خدمت گرفته است.فرق ما با اینهااین بوده است که اینهادوراندیش وعاقل بوده اند.برخلاف عموزادگان من که همواره خودشان را ژاندارم شوی می پنداشته ومی پندارند وباهمه دست به یقه میشوندواگرهم دشمن برون طایفه ای دست وپا نمیکردندبه خودمان گیر میدادندبه همین بروبچه های شوینی.

اینجادراین بازارکهنه دزفول یک راسته اش آهنگرانند. راسته دیگرش پارچه فروشان .صنایع دستی زیبایی در معرض فروش گذاشته شده است.آن قسمتی که سی سال پیش مشک آب فراوانی را بادکرده درمعرض فروش گذاشته بودند راتخریب وازنو بنایش کرده اند کوچه ای است در سراشیبی میان بازارکهنه وبازاراصلی که اینک خیابان امامش می گویند.اینخا هزارپیشه و صندوقهای فلزی هم به کوچ نشینان می فروختند.دراین بازارکهنه دزفول هم حکایت خاموشی چراغ کوچ وکوچ نشینی رامیتوان بخوبی ملاحظه کرد.چراغی که بتدریج روبه خاموشی میرود وایلی که ازحرکت باز میماند وفرهنگی که خداعاقبتش را به خیر بگرداند.اینجا نسل آن صنعتگران خبره بازارکهنه آن نمدمالانی که کلاه نمدی و کردین و نمدزیرانداز میبافتند(می مالاندند) .آن آهنگرانی که اره وداس وخیش گاوآّن میساختند وآن خیاطانی که آن لباسهای زیبا و مخملین زنان بختیاری را می دوختند وآن دبیتهای فراخ مردانه را بتدریج ازخاطره ها محو میشوند.اینجا بازارکهنه دزفول است تنهامکان خرید ایلات ممیوند و زلکی و محمودصالح چهارلنگ و....در گرمسیربختیاری.اینجا آّهنگ کوچ عجب کند شده است .کند کند.تابه آستانه توقف وسکون تا به ابدیت.و حالا شاید حداکثرتادودهه دیگرمن آینده این شهر را به بختیاری متعلق میدانم یعنی اکثریت فعلی جمعیت شهرستان دزفول که بختیاری اند به اکثریت مطلق تبدیل میشوند واز آنسو پایان تلخ حیات کوچ نشینی و تاریخی که به فراموشی میرود وایلی که در وارگهی به سکون وسکوت ابدی میرسد ومن وماکه حسرت این روزها سخت آزارمان میدهد....

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:28 |

می خواهم از نوروز بگویم . عید ما ، تاریخ ما و سنت ما ، نوروز محل اتصال ریشه های همه ی ما ایرانیان است 2 روز دیگر عید نوروز است . شادی ، شور و شعف . اما من که امسال نوروز ندارم شاید هیچ وقت نوروز نداشته باشم ، سال گذشته نوروز مهربان مادر عزیزم را در جمع خود داشتیم . سال گذشته همچون سالهای پیش شتابان مسیر 600 کیلومتری اصفهان به اندیمشک را پیمونده بودم تا که  در جمع  خانواده در سایه سار مادر همچون سالیان گذشته همچون 15 سال  که از شهادت پدر در هنگامه تلاش و کوشش بگذشته بود . مادر طی این سالیان هم پدر بود و هم مادر . مونس تنهایی ها و همه کس و همه دنیای ما . من فرزند بزرگ بودم در آن هنگام که پدر زودهنگام و در عنفوان جوانی پرکشید سرباز بودم در شهر سیرجان شهر سعیدی سیرجانی مرحوم که قلمش را و هنرش را دوست میدارم . مرخصی بودم در اندیمشک قطار مسافربری عادی را در ایستگاه شهبازان متوقفش کردند تا که تلخ ترین خبر را به مسافری بدهند که برای بازگشت به حوزه خدمتیش به ظن خود برای خداحافظی از پدر و مادر و خانواده اش در ایستگاه تله زنگ تنها یک ایستگاه دیگر فاصله داشت. تنها 15 کیلومتر اما آن 15 کیلومتر اینک 15 سال فاصله شده است . هنوز که هنوز است رخسار مهربان پدر را به چشم ندیده . مگر آن نگاه سرد و خون آلودش را . و چه سخت گذشت این سالها سالهای هجران و بیقراری . امروز 10 ماه و 25 روز است که مادر هم برفت از پی دیدار معبودش . و من اینک هم باور ندارم و چگونه می گنجد در باورم هجران بی بازگشت آن دریای بیکران مهربانی را . هجران پدر شاید علت اصلی بازماندنم از تحصیل در رشته پزشکی بود رشته ای که سخت عاشقش بودم . اما بگذشت آن همه شور و شوق و علاقمندی  . اما اصرار و تشویق مادر بود که بحق با مدیریت مثال زدنی اش موفقیت همه ماهارا رقم زد و امروز هرچه دارم و هرچه داریم از مهر مادر است . مادر همه مارا به سر انجام رساند . خواهران یکی پس از دیگری به خانه بخت رفتند ، و ما هم الحمدالله . و حالا که شب از نیمه گذشته است  تصویر پدر ، تصویر مادر روبرویم در قاب عکسی ، مادر لبخند می زند پدر هم اینچنین ، مهربانانه هنوز هم نگران ما و نگران آینده . پدر ها و مادر ها همیشه نگرانند . نگران آینده فرزندانشان . هرچند بزرگ شده باشند ، موی بر سر سپید کرده باشند .  خود پدر و یا مادر شده باشند . پدر ها مهربانند و مادر ها اقیانوس مهر و صفا . شب از نیمه گذشته ، سکوت و سکون بر همه جا سایه افکنده است . باز هم به گذشته باز می گردم از ابتدای خاطراتم از ابتدای روزگاران کودکی ام از شوی زادگاهم . از ایستگاه راه آهن تله زنگ از اندیمشک و تنهاییها ، دوری از خانه و کاشانه .از شهر کرد و توقف 2 ساله ام . از سالهای اخیر از نا مرادی و نا مهربانی روزگار . و از خودم که بسیار مسیر که ره به خطا رفته ام .اما باید زیست باید زندگی کرد . تجربه اندوخت باید گذر زمان را شاهد بود . باید در نوروز شاد بود و شاد زیست . باید در چهار شنبه سوری زردی ات را به آتش سپرد و سرخی اش را طلب کرد . باید با خاطره ها و با خوبی ها  زندگی کرد .و باید تلخی هارا به فراموشی سپرد بناچار . که جز این گریزی نیست .

راستی نوروز نزدیک است . نزدیک نزدیک . سفره هفت سین را مهیا کرده اید ؟ دلها را چطور ؟ لباس نو ، نقل و شیرینی ، آجیل ، ماهی های  قرمز و تنگ آب ، دید و بازدید و فراموشی عقده ها .نوروز نزدیک است ، خیلی نزدیک ، صدای پایش را می شنویم.

تبریک مارا بپذیرتو هموطن .هم میهن . هم زبان .همه ی شما ایرانیان و همه پارسیان در سراسر دنیا . آنان که جلای وطن کرده اند آنان که در وطن مانده اند به بهای همه ی سختی هایش ، عید بر شما مبارک  ،عیدبرشمامبارک وعیدبرشمامبارک

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 10:54 |

امروز هوا ابری است . آسمان غمگین . دلم غمگین تر . امروز صبح با صدای دخترم هستی از خواب بیدار شدم مثل دیروز . هستی من 4 ساله است . عزیز ترین پدر . چندی است به مسافرتش فرستاده ام . اندیمشک شهر خاطره های من . شهری که قبرستانش پدر و مادر عزیزم را در خود جای داده است . و هستی من هم برای سالگرد مادر بزرگ مهربانش تا اردیبهشت ماه در شهرخاطره های پدر ماندنی است . دخترکم آنقدر عزیز است و گرامی که کتابی 400 صفحه ای را تحت عنوان : "نگاهی به تاریخ بختیاری در نامه هایی به دخترم هستی" نگاشته و به چاپ رسانده ام . هستی من سخت عاشق هویت آباء و اجدادیش است . با افتخار می گوید شبینی بختیاری است (شوینی بختیاری) و چون موسیقی و یا منظره ای از کوچ و حیات کوچ نشینی بختیاری از تلوزیون پخش بشود با شور و شوقی کودکانه به تماشایش دعوتمان می کند و اگر تصویر آبشاری ، رودخانه ای ، جنگلی و  یا منظره ای طبیعی را در این صفحه جادویی ببیند باز هم خوشحالی است و خوشحالی که اینجا شبی (شوی) است . همان شوی که مشغله فراوان پدر تاکنون او را از بازدیدش محروم ساخته است . هستی من خوب نقاشی می کند در حد نوجوانان 16 17 ساله . و روزی که مسعود ضیایی پر افتخار ترین کاریکاتوریست ایرانی و برنده حدود 100 جایزه بین المللی به دیدارم می آید هستی ام هم طبق معمول در دفتر کارم حضور دارد ، هستی کوچولوی من تصویر آقا مسعود را می کشد و تعجب استاد ضیایی و تشویق و تشویق و تشویق که بباید این استعداد درخشان را شکوفا کردن . اما شاید دوری از هستی بهانه باشد حتی این آسمان ابری و غم گرفته . من ابرهای تیره و تار دیگری را درآ سمان میهن میبینم تنها فولادشهر آسمانش ابری نیست  من سایه شوم ابرهای تیره را بر آسمان میهنم میبینم. ابرهای تیره و تار جنگ و خونریزی  و این تحریم های تلخ و ظالمانه و ظالمانه که قدم به قدم مارا و فرزندان مارا ، هستی مرا و همه ی هستی های ایران مرا نشانه رفته اند . من بختیاری ام گرچه فرزند شجاعت و غیرتم اما ما مردمان صلح و دوستی بوده ایم . ما در شاهراه اصلی همزیستی مسالمت آمیز قرار داشته ایم . و جود مذاهب و اقوام مختلف در میان ما بختیاری ها موید این واقعیت است . تاریخ به یاد دارد و به خوبی هم به یاد دارد که کورش کبیر این منادی صلح و دوستی و بانی اصلی حقوق بشر از منطقه ی "سوسن" در حوالی مسجد سلیمان و ایذه زاییده شده و بر ایالت آنشان که محدوده جغرافیای گرمسیری بختیاری بوده است حکمرانی می کرده . و آنگاه امپراطوری قدرتمند و بی بدیل هخامنشیان و پارسیان را پی افکنده است.

باور کنید ما صلح می خواهیم ، ما از جنگ بیزاریم . سیاست مداران ما و سیاست مداران ایستاده در مقابل ما : ما صلح و دوستی را در آغوش می گیریم و از جنگ و جنگ طلبی تبری می جوییم . اما من بازهم نگرانم . آخر هوا ابری است آسمان تیره فضا غم آلود و دلم که بس نا جوانمردانه غمگین  است .

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 13:58 |
شاید تاکید و اصراربنده بربازشناسی تاریخ و فرهنگ بختیاری از جانب برخی از بازدیدکنندگان این وبلاگ به انکار هویت آباء و اجدادی من که همانا تعلق افتخار آمیز داشتن به اقوام لر (تاکید می کنم اقوام لرنه قوم لر) تلقی بشود .در حالیکه این حقیر همواره بر لر بودن خودم وهمه همتباران بختیاری ام تاکید کرده و بختیاری را هم هرگز جدای از سایر لرهای عزیز در لرستان و کهگیلویه و بویر احمدو... ندانسته و نمی دانم و بعداز بیست سال تحقیق و پژوهش علمی با اطمینان می گویم اقوام لرزبان بازماندگان اصلی پارسیان هستند که پس ازحدود سی قرن هنوز که هنوز است در همان جغرافیا وباهمان فرهنگ و همان زبان کهن زندگی میکنند.ازطرف دیگر چون بنده تنهابر روی تاریخ و فرهنگ بختیاری تحقیق کرده ام و بختیاری را هم واقعا هم مظلوم میبینم هم آثار مکتوب من و هم آثار مطبوعاتی و....طبیعتا در حوزه بختیاری شناسی قرار می گیرند.نکته دیگر اینکه همه لرها بدلیل اصالت صددرصدی پارسی و آریایی در طول تاریخ نه تنها وطن پرست ترین ایرانیان بوده اند بلکه هیچگاه در صدد خیانت و تجزیه طلبی نبوده اندومبارزات آنان هم در جهت اصلاح گری و حذف هیئت های حاکمه فاسد و ناکارآمد بوده است.
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 18:24 |
زیباترین آبشار ایران زمین در زادگاهم محلی که چون در سرزمین بختیاری قرار گرفته یک جاده هشت کیلومتری را هم از آن دریغ کرده اند.مطمئن هستم مسئولین خوزستان از وجود این مکان بی اطلاع هستند....
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 21:20 |
آبشارشوی در قلب سالنکوه بختیاری
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 21:7 |
آّبشار شوی زیباترین آبشار ایران و خاورمیانه

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 20:53 |

زادگاهم روستای شوی در قلب سالنکوه بختیاری

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 20:1 |

درآخرین شماره ویژه نامه اعتماد ملی فولادشهر مطلبی تحت عنوان چرا تنگ نظری؟ رابه چاپ رسانده بودم.دراین مطلب به لزوم نام گذاری یک خیابان یا میدان ویاپارکی بنام سردارشهید شیرعلیمردان خان بختیاری ویاحاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری پدرواقعی انقلاب مشروطیت با توجه به اکثریت جمعیت بختیاری فولادشهراشاره کرده بودم و شورای شهر را که همگی هم بختیاری هستند در لفافه الفاظ مورد خطاب قرار داده بودم.هرچند هیچ امیدم به این جماعت هم نیست ولی برای ادای وظیفه و ثبت در تاریخ.ویژه نامه که چاپ شد یک هفته ای برای عقد و ازدواج اخوی سفری به خوزستان .اندیمشک و دزفول وخاطرات گذشته.دربازگشت برای افتتاح خانه فرهنگ فولادشهردعوت میشوم.سالن سردسینمافرهنگ .جوانکی که نمی شناسمش کنارم می نشیندباسلام وعلیک گرمی.بی مقدمه سر صحبت را باز میکند که برخی از آقایان را پیشنهاد شما خوش نیامده است.وبه شمامعترضند و این حرفها.میگویم چرا؟برایش توضیح میدهم که تاکیدبرحفظ هویت فرهنگی و تاریخی تاکید بر هویت ملی و همبستگی میهنی است.و حالامن اگر همه این جماعت هم معترض باشند بازهم بر این مطالبه قانونی و شرعی تادریافت پاسخ قانع کننده شهردار و شورای شهر که هر پنج عضو آن هم از دوستان بنده هستند  تاکید خواهم کرد.براستی چرا ذر این مملکت اینگونه بر آزادیخواهان واقعی جفا میشود؟فلان شخصیت بلشوییک و تجزیه طلب را بدروغ قهرمان ملی میخوانندویا پناهندگان سفارتخانه های روس انگلیس و عثمانی راقهرمان و آزاذیخواه می نامند ولی آزادیخواهان بختیاری را شهید راه آزادگی و آزادی شیرعلیمردان خان بختیاری رابه عمد به فراموشی می سپارند.حاج علی قلی خان سردار اسعد پدر انقلاب مشروطیت و فاتح تهران که وطن پرست ترین شخصیت تاریخ ایران است رابه دروغ وابسته به بیگانه معرفی میکنند.وبه راستی چرا با ایرانی ترین قوم ایرانی اینگونه رفتار میشود؟.....

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 20:40 |

چوقا تن پوش زيبايي كه در گستره وسيع جغرافياي ايران عزيز بر تن هر بختياري پاي بند به تاريخ و فرهنگ اجدادي اش خود نمايي مي كند از كي و چگونه جانشين قباهاي سنگين و گشادي شد كه تا چند دهه پيش لباس اصلي مردان بختياري به شمار مي رفت؟هشتاد و دو سال پيش محمد تقي خان شجاع الممالك پدر بزرگ همين فريبرزخان شجاعي عزيزبعنوان ايلخاني چهارلنگ پس از بيش از هفتاد سال موفق گرديد حكم ايلخانيگري چهارلنگ را مستقل از هفت لنگ از دولت بگيرد كه شير علي مردان خان حماسه ساز بزرگ نيز به عنوان ايل بيگي چهارلنگ با وي همكاري نمايد.محمد تقي خان در بازديدي كه از منطقه سالن كوه يعني گرمسير بختياري چهارلنگ داشتند از طرف يكي از بي بي هاي ليوسي يكدست چوقا به ايشان هديه داده مي شود.چوقابراي صدها سال در شوي زادگاه بنده و سزار و ليوس مورد استفاده قرار مي گرفت.سزاري ها شويني ها و ليوسي ها كه طايفه سه ميايي را تشكيل مي دهند از مرغوبترين پشم گوسفندان خود جهت بافت چوقا بهره مي بردند .در آنزمان كه املاك مرغوب و توليدات كشاورزي و دامي مهمترين سرمايه به حساب مي آمدند بدليل آب فراوان و اراضي حاصلخيز سه مياي ها جزء ثروتمندترين مردمان بختياري به حساب مي آمدند اين مردمان متمول چوقاهاي بسيار ظريف و مرغوبي را مورد استفاده قرار مي دادند .لباسي كه هم در تابستان كاربرد دارد و هم در زمستان.زيبايي ظرافت و استفاده چهارفصل از اين تن پوش باعث جلب توجه محمد تقي خان شجاع الممالك ايلخاني چهارلنگ شده و وي دستور استفاده از اين لباس را به ابواب جمعي خود مي دهد به دليل ويژگيهاي گفته شده در اندك زماني چوقا مورد استقبال همه بختياريها واقع شده و جاي قبا را مي گيرد .امروزه هم مرغوب ترين چوقاها چوقاي ليوسي است كه البته چوقاهاي موري كه زنان هنرمند طايفه موري مي بافند و چوقاهاي كيارسي بهداروند هم در رديف مرغوب ترين چوقاهاي بختياري به حساب مي آيند.

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 20:21 |
دوستی از شهرکرد زنگ می زند بسیار آشفته و عصبانی از آن بختیاریهای اصیل است از اولاد جهانگیر خان بابادی می گوید نشریه عبرتهای عاشورا را خوانده ای؟می گویم نه اصلا زحمت خواندن فحشهایی را که به ما اصلاح طلبان می دهند به خودم نمی دهم آخر من هم خودم را اصلاح طلب می دانم عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی استان اصفهان و مسئول کمیته روابط عمومی این حزب در استان هستم .می گویم متن نوشته شده را برایم از پشت تلفن می خواند من هم علی رغم خون سردی ذاتی که در وجودم است بر آشفته می شوم تلفن نشریه یا به عبارت واقعی تر فحش نامه فوق الذکر را می گیرم زنگ می زنم جوانکی گوشی را بر می دارد کمی بر اعصابم مسلط می شوم می گوید صدها نفر تا به امروز به این نوشته اعتراض کرده اند و این جماعت تندرو هم به تکاپو افتاده اند که چه غلط بزرگی را مرتکب شده اند نویسنده بی سواد و متحجر مطلب اهانت آمیز به سردار اسعد بختیاری و رهبران این قوم را به مناظره دعوت می کنم چه حاصل این جماعت را که نه منطق است ونه وجدان.دیشب دوباره بچه های شهرکرد زنگ می زنند چند هزار نفر می خواهند جلوی استانداری اصفهان تجمع کنند بشدت مخالفت می کنم چرا که اتهام واهی بر اندازی و در نهایت  هم بگیر و ببند و... می گویم طوماری را در اعتراض به این عمل وحدت شکنانه و ضد همبستگی ملی تهیه و به مقامات تراز اول تسلیم کنند از رسانه ای شدن بیشتر این عمل هم اجتناب کنید چند ساعت پیش هم در خانه علی محمودی عزیز که خودش هم جانباز۵۰درصد جنگ تحمیلی است جلسه ای با حضور حضرات نخبه برگزار شده و طومار تهیه و در حال اخذ امضاء است جوابیه مفصلی هم نگاشته ودر رسانه های مکتوب به چاپ می رسد آقایان مدعی ارزشها و اصول هم به التماس افتاده اند که چه غلط بزرگی کرده اند مگر میشود با احساسات ۴۰درصد مردم اصفهان و کل جمعیت بختیاری و لر زبان در افتاد.هر چند از این حرکت ضد منافع ملی انصار اصفهان عصبانی هستم ولی با توجه به مشکلات فعلی کشور دامن زدن به این موضوع را جایز نمی دانم .استانداری اصفهان هم در یک عمل غیر قابل دفاع اقدام به توقف مرمت و بازسازی مجموعه تکیه میر در تخت فولاد نموده است که با توجه به وابستگی این جماعت به مراکز قدرت طبیعی به نظر می رسد . به راستی ما به کجا می رویم تنها قومی که صددرصد ایرانی و نیز صد در صد شیعه هستند بختیاری ها و سایر اقوام لر هستند تنها قومی که خیانت و تجزیه طلبی را در کارنامه تاریخی خود ندارند تنها قومی که در طول تاریخ با جان و مال و هستی خود از مرزهای ایران عزیز دفاع کرده اند.وآیا اشوب طلبی این تندروهای طرد شده در هنگامه ای که خائنانی در خوزستان آذربایجان کردستان و سیستان و بلوچستان سر بر آورده اند مشکوک به نظر نمی رسد؟ شاید هم آن چمدان پولی که روزگاری دریافت آن را از جانب سی آی ای به اصلاح طلبان نسبت می دادند واقعا حقیقت داشته و به دست خودشان رسیده باشد!!!!  
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 18:49 |

حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری پدرانقلاب مشروطیت جایگاهی فراتر ازنلسون ماندلادارد.مي گوييد چرا؟اندكي تامل كنيد به يك قرن پيش بازگرديد در مسير تاريخ و بزرگمردي را بنگريد ايستاده بر اريكه قدرت پادشاهي در قبضه قدرت اوست.همين ديروز سلطان محمد عليشاه قاجار را از اريكه قدرت به زير كشانده است.سه هزار جنگجوي شجاع بختياري تحت فرمانش نظم و انضباط را در تهران پايتخت ايران برقرار كرده اند . وما در اين بازگشت بي پايان ملاحظه مي كنيم كه سفراي روس وانگليس شتابان پيش مي آيند آنان هم واقعيت را پذيرفته اند آري پيشنهاد پذيرش پادشاهي ايران را به سردار بختياري ارائه مي دهند .نشريات اروپايي از سلسله پادشاهي جدیدی که بزودی در ایران تاسیس خواهد شد می نویسند و ازسردار اسعد بختياري وقوم بختیاری ياد مي كنند كه بزودي در ايران زمامدار حكومت خواهند شد .آنان از اصالت آريايي و ايراني اين سلسله پادشاهي مي گويند و سفراي روس و انگليس همچنان ايستاده اند تا كه اين خبر مهم يعني پذيرش پادشاهي ايران را توسط حاج علي قلي خان سردار اسعد بختياري به ممالك متبوعشان مخابره كنند كه ناگهان خان بختياري از جاي بر ميخيزد و با عصبانيت فرياد ميزند كه نه نه هرگز من نه از روي خودخواهي و جاه طلبي به اين قيام دست زده ام ونه به تاج وتخت پادشاهي چشم دوخته ام من از براي وطن وحاكميت قانون جان و مال و هستي ايل و تبارم را به قربانگاه آورده ام و فورا دستور ميدهد مجلس بزرگان در بهارستان تشكيل و براي پادشاه جديد چاره جويي كنند.به راستي چنين بزرگمردي كه در اوج قدرت از قدرت كناره گيري ميكند و تنها شش ما ه وزارت را آنهم براي تحكيم پايه هاي قدرت حاكميت مشروطيت پذيرا میشود نبايد يك قهرمان ملي و يك اسطوره جهاني به حساب آورد؟بايد بياد آورد اين حماسه بزرگ در عصري به وقوع پيوسته است كه استبداد و خود كامگي بر اكثر كشورهاي جهان حكمفرما بوده است.پس سر دار اسعد بختياري يك قرن جلوتر از زمان خودش مي زيسته و بحق كه پدر انقلاب مشروطيت و پايه گذار اصلي مردم سالاري در ايران مابوده است .واما نلسون ماندلا اگر در زمان معاصر مبارزه سياسي اش بر عليه حاكميت آپارتايد به بار مينشيند و اگر در اوج قدرت به نفع دموكراسي از قدرت كناره گيري ميكند باز هم يك قرن از سردار اسعد ما عقب تر است فراموش نكنيم از سال 1288شمسي تا 1386شمسي 98سال فاصله است .فاصله اي كه ما در غفلت بسر برده ايم و تاريخ هم ناجوانمردانه به فراموشيمان سپرده است.

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 19:34 |

سردارمريسم بختياري از زنان كم نظير تاريخ ايران و تاريخ قوم بختياري است در سال 1294 قمري در قلعه چغاخور مقرحكومتي پدرش حسينقلي خان ايلخاني بختياري ديده به جهان گشود .درحاليكه تنها چهل روز از تولدش گذشته بود وي را به عقد علي قلي خان چهارلنگ محمود صالح پسر محمد علي خان در آوردندسردارمريم بختياري رابايداز نادره زنان تاريخ ايران به شمار آورد شير زني كه از ميان قوم شهير وغيور بختياري برخاسته و عظمت دو ابر قدرت روس و انگليس را در هم شكست. .بي بي مريم در حاليكه تنها پنج سال از عمرش را سپري كرده بود پدرش حسينقلي خان ايلخاني به دستور دربار وبه وسيله مسعود ميرزاي ظلل السلطان حاكم اصفهان به شهادت رسيد و.برادرانش علي قلي خان و اسفنديارخان را به زندان افكندند و يك دوره سخت هفت ساله را بر خانواده ايلخاني تحميل كردند.(.ادامه دارد)- پس از يكسال علي قلي خان سردار اسعد با پادرمياني اتابك اعظم از زندان آزاد وپس از مواجهه شدن با بي مهري عمويش امام قلي خان حاجي ايلخاني كه به جاي حسين قلي خان ايلخاني مقتول مقام ايلخاني گري را تصاحب كرده بود .به تهران عزيمت وبا درجه سرتيپي به رياست قواي گارد شاهي منصوب گرديد.در اين دوره خانواده ايلخاني تحت تحريكات ظلل السلطان و همراهي ايلخاني جديد دوران سختي را سپري كردند.دوره اي هفت ساله كه با آزادي اسفنديارخان از زندان و اهداي لقب سردار اسعدي به وي وهمچنين انتصاب ايشان به سمت ايلخاني بختياري به اتمام رسيد .اگر نبود درايت و دور انديشي علي قلي خان سردار اسعد بدرفتاري كه عمو هاوفرزندانشان در حق خاندان ايلخاني روا داشته بودند براي هميشه دشمني و كدورت را در بين آنان حاكم ميساخت .پس از اين دوران بي بي مريم علي رغم بي ميليش به خانه بخت ميرود خاندان خوانين محمود صالح كه سابقه حاكميتشان به چند صد سال پيشتر از اين زمان ميرسيد به دليل اختلافات داخلي و تحريكات خوانين دوركي از قدرت و صلابت آنچناني كه اجدادشان از آن بر خوردار بودند برخودار نبودند .ثروت و قدرت آنان صرف رقابتهاي قدرت طلبانه شده و اين امر سبب تحليل جايگاه تاريخي آنان شده بود.بي بي مريم چهار سال ونيم باهمسرش علي قلي خان زندگي كرد و تا زماني كه به گفته خودش علي قلي خان به وسيله برادرش با سم مسموم وكشته گرديد بي بي در ميان اين خانواده بسر برد وحاصل اين چهار سال زندگي مشترك سه فرزند پسر بود پسراني بنامهاي:محمد علي خان +علي مردان خان و سهراب خان كه علي مردان خان خود افتخار آفرين تاريخ بختياري گرديدادامه دارد

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 12:17 |
استاد غلامعباس نفیسی استادی است فرهیخته وبزرگ سالیان سال است که ریاست کرسی زبان وادبیات فارسی را در دانشگاه دزفول بر عهده دارد.او که اندیشمندی فرزانه ،ادیبی توانمند ،روشنفکری بزرگ وکم نظیر است در کارنامه ادبی اش صدها مقاله و کتابهایی چون آدم در مثنوی و.... را دارد ومن که افتخار شاگردی در محضر این بزرگمرد اندیشه وتفکر که بحق افتخار ما شاگردانش و همه لرزبانان این مرز وبوم است را داشته ام نیک میدانم که ایشان روحی بزرگ وفارغ از دلبستگیهای دنیوی دارند وقتیکه مدعیان ارزشها واصول در حقش جفا روا می داشتند او با بزرگواری وبا لبخند از کنار بی مهریهای این جماعت می گذشت.سالها تدریس در دبیرستانهای اندیمشک را در کارنامه خود دارد.وقتیکه در بهار ۱۳۷۶ سید محمد خاتمی بوسیله اتوبوس در مسیر تبلیغات انتخاباتی اش که منجر به حماسه دوم خرداد گردید در مسجد جامع دزفول به ایراد سخن می پرداخت و همگان را مجذوب اندیشه و تفکر خود میساخت استاد نفیسی را در کنار خود داشت استادی که قبل از این سخنرانی اطلاعاتی جامع و مکتوب را در اختیار رئیس جمهور آینده قرار داده بود . نام بخش الوار گرمسیری که یکی از بخشهای شهرستان اندیمشک است نیز به پیشنهاد ایشان بر ایمنطقه گذارده گردید....برای این استاد ارزشمند آرزوی موفقیت و سرفرازی و بقای عمر طولانی دارم.
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 20:21 |

اجازه ميخواهم امروز از حوزه جغرافياي بختياري خارج بشوم و به سزمينهاي پيراموني يعني حوزه كل لرستان وبه تعبير بنده اقوام لر زبان نظري بيفكنيم.ميگويم اقوام لرزبان شايد برخي از دوستانم برمن خرده بگيرند كه چرا از لفظ قوم لر استفاده نمي كنم.از نظر بنده سرزميني كه شامل استانهاي لرستان چهارمحالبختياري ،خوزستان گهگيلويه وبويراحمد،ايلام،اصفهان،همدان،كرمانشاه،مركزي وقم ميشود يا صددرصد لرزبان ويا اينكه بخش بزرگي از جمعيتشان لرزبان هستند البته جمعيت لرهاي مقيم پايتخت راهم بايد در نظر گرفت . اما اين جمعيت بزرگ امروزه همگي نه به يك زبان تكلم ميكنند ونه حتي موسيقي مشتركي دارند در برخي تقسيم بنديها لرها را به پنج گروه 1-بختياريها 2-لرستانيها يا لرهاي فيلي 3 بويراحمديها 4-ممسنيها 5- لرهاي بوشهري و دشتي ها تقسيم بندي ميكنند.اينكه لرها بازماندگان پارسها هستند واقعيتي است انكار ناپذيركه هم ازنظر علمي ثابت شده است وهم حوزه جغرافيايي و تاريخ وفرهنگ ما بر آن مهر تاييد ميزند.ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 12:49 |

 

گستره وسيع سرزمين بختياري كه كل استان چهارمحال از آن بختياري وبخشهاي وسيعي ازاصفهان لرستان ،خوزستان،كهگيلويه وبويراحمد را تشكيل ميدهد علي رغم پيش تازي تاريخي در ورود ايران به عصر نوين از محروميت مضاعفي رنج مي برد واين امر همواره سبب شكوه جامعه نخبگان اين قوم شده است .البته روح آزاديخواهي عنصر بختياري در دوران قاجاريه وپهلوي زمينه ساز اين بي مهري از جانب حاكميت آن دوران بوده است ولي امروزه كه حاكميت مردمسالارانه اي دركشور وجود دارد وبختياري پيشتاز عرصه هاي انقلاب و دفاع از ميهن بوده است ديگر نبايد از محروميت و توسعه نيافتگي رنج ببرد،بر اساس تحقيقات انجام شده درصد شهداي بختياري در جنگ تحميلي بيشتر از شهداي ساير هويتهاي قومي هموطن بودهاست از طرفي فرماندهي سپاه اسلام را در جنگ هشت ساله يك جوان قهرمان بختياري بر عهده داشته است و امروزه هم دهها نماینده در مجلس شودای اسلامی وصدها مدیر بختیاری دراین نظام مشغول خدمتند حضور بختیاریها در عرصه های مختلف این مملکت حضوری فعال وپر رنگ به حساب می آید تا جاییکه در انتخابات نهم بیس وپنج درصدکاندیداهای تایید صلاحیت شده بختیاری بودند حاج شیخ مهدی کروبی و حاج محسن رضایی،اما تابه امروز جامعه بختياري كه بر اثر توطئه رضاخان شاهد تجزيه ولايت گسترده بختياري و انضمام آن به استانهاي همجوار بوده است در انتظار تصميم شجاعانه مسئولان و يكپارچگي دوباره اين منطقه است امري كه بدون شك به استحكام پايه هاي اين نظام مقدس و حفظ آداب ،هنر،فرهنگ و همه داشته هاي تاريخي ايراني ترين قوم ايراني كه بازماندگان اصلي پارسيان كهنند مي انجامد. رسالت نخبگان سياسي و فرهنگي بختياري امروزه دراين زمينه رسالتي بزرگ وسرنوشت ساز است بايد جامعه بختياري در چهارچوب قانون اساسي به زبان مناسببي جهت دستيابي به مطالبات مشروع وصد درصد قانوني اين قوم كهن دست پيدا كند اينكه ما از برخي فيلمهاي نمايش داده شده ويا مطالب كتابها و جرايد عصباني شده و تنها به نق زدنهاي مرسوم بسنده كنيم اشتباه است بايد از طريق لابي با افراد وشخصيتهاي موجه درون نظام واستفاده از ظرفيتهاي رسانه اي به اين خواسته هاي قانوني دست پيدا كرد فراموش نكنيم چون ما ايراني و پارسي هستيم بايد همواره در اين مسير منافع ملي را بر هر امر ديگري ترجيح دهيم……

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 17:56 |



حاج علي قلي خان سردار اسعد درسال 1274قمري در بختياري ديده به جهان گشود.پدرش حسينقلي خان مقتدرترين ايلخاني تاريخ بختياري درسال 1299قمري ناجوانمردانه بوسيله مسعود ميرزا ظلل السلطان حاكم اصفهان وبه دستور شخص ناصرالدين شاه كشته گرديد در اين هنگام علي قلي خان و اسفنديارخان ،ايلخاني را همراهي ميكردند.بدستور ظلل السلطان پسران ايلخاني را به زندان افكندند.علي قلي خان يكسال و اسفنديارخان هفت سال در سياهچال قاجاريه باقي ماندند.در واقع دگرديسي فكري وانديشه هاي سياسي و مشروطه خواهي سرداراسعد از همين جا آغاز مي شوند.يعني ميتوان گفت 25 سال قبل از تحصن باراريان ومردم تهران در حرم حضرت عبد العظيم وسفارت انگليس علي قلي خان سردار اسعد بختياري بدنبال استقرار حكومت قانون و مشروطيت در ايران ما بوده است.او خود ميگويد دراين يكسال طبايع و معايب استبداد را بخوبي درك وبدنبال يارگيري و پيداكردن همدست براي ايجاد حاكميت قانون می افتد ومبارزاتش را آغاز ميكند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 20:59 |
دوست عزیزی بانام آساره برایم پیغام گذاشته است که ما فارس نیستیم واینکه چرا بختیاریها رلجدا از لرها معرفی میکنید.باید گفت عزیز دلم من معتقدم که همه لرها از یک م نژادی هستند و همگی در ابتدا به زبان ولهجه فعلی بختیاری که شالوده واستخوان بندی اصلی زبان پارسی کهن است تکلم می کرده اند ولی افزایش جمعیت وپراکنده شدن آنها منجربه تاثیر پذیری زبان آنان از زبانهای مردمان مجاور گردیده است مثلا لرهای فیلی که امروزه لرهای لرستان کوچک به مرکزیت خرم آباد هستند زبانشان از زبان کردی تاثیر پذیرفته است این تاثیرپذیری هرچه از ایذه ومسجدسلیمان به طرف لرستان وکرمانشاه برروی یک خط فرضی حرکت کنیم از زبان لری بختیاری به سوی زبان کردی تمایل پیدا میکند مثلا لکها که لرهم به حساب می ایند زبانشان ۵۰درصد لری و۵۰درص کردی میباشد در ضمن باستانشناسانی چون رمان گیریشمن وماکسیم سیرو هم تعلق لرهاوبختیاریها را به هخامنشیان وپارسیان از نظر علمی ثابت کرده اند وکورش کبیر هم از ایذه ومسجدسلیمان برخاسته است که این حقیقت در همه کتیبه های این دوره به وضوح دیده میشود که کورش بزرگ در ابتدا خودش را شاه آنزان معرفی می کند بعد سایر ممالک تابعه را بر میشمارد. 
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 14:18 |
بختیاریها آریایی الاصل و بازماندگان اصلی پارسها هستند.این قوم کهن سی قرن است که منطقه فعلی سکونت خودرا در اختیار دارد .آنان در قالب جوامع کوچکتر به زندگی کوچ نشینی  مپردازند.البته امروزه ماشاهد شهروندانی هستیم که گاه پدرانشان چند صد سال است که شهرنشین شده اند ولی این شهروندان باافتخار هرچه تمامتر خود را بختیاری معرفی میکنند.همین شهروندان هم هنوز که هنوز است خود را متعلق به طایفه تیره وایل آباء واجدادیشان میدانند.به هر حال یکنفر بختیاری هرکجا که باشد بختیاری است ومتعلق به یکی از شعبه های هفت لنگ و یا چهار لنگ است ونیز به یکی از بابهای نه گانه بختیاری تعلق دارد. که این بابها ۱-میوند.۲-محمودصالح.۳-کیانرثی.۴-زلکی.۵-موگویي(بابهاي چهارلنگ)     و1-دوركي.2-بهداروند.3-بابادي.4-ديناراني.(بابهاي هفت لنگ)ادامه دارد.... از طرفی حوزه جغرافیایی محل سکونت هر باب و طایفه بختیاری جدا وشناخته شده است هر چند در درگیریهای گذشته ویا خرید وفروش ویا تبادل اراضی بجای خونبهاء ممکن است برخی از طوایف تغییر مکان داده باشند.به هر حال حوزه جغرافیای شعبه های هفت لنگ و چهارلنگ کاملا جدا و حوزه های زیستی بابهای نه گانه و دهها طایفه بختیاری نیز جدا از همدیگر میباشد.مثلا نواحی چادگان داران فریدون شهر الیگودرز ازنا دورود تماما حوزه ییلاقی چهارلنگ به حساب می آیند. ونواحی زردکوه سبزه کوه کوهرنگ و ناغان اردل وچغاخوروبازفت تماما حوزه ییلاقی باب هفت لنگ بختیاری هستند.در گرمسیر هم این تفکیک آشکار که حتی باعث پیدایش لهجه های درون زبانی بختیاری شده است بوضوح قابل تشخیص است.نواحی ایذه لالی مسجدسلیمان حوزه گرمسیری هفت لنگ به شمار میروند.وقلعه تل دزفول سردشت و اندیمشک تاحدودی جغرافیای چهارلنگ به حساب می آیند.....ادامه دارد
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 20:47 |
پس از مقاومتهای جانانه بختباریها در برابر نادرشاه افشار که ناشی از روح آزادیخواهی و شایستگی این قوم جهت دست یابی به تاج وتخت پادشاهی در آنزمان بود.نادر بادختر یکی از خوانین بختیاری ازدواج نموده وچهار هزار جوان بختیاری را بافرماندهی علی مردان خان بزرگ چهارلنگ و علی صالح خان دورکی هفت لنگ به اردوی خود دعوت نمود و برخی از طوایفی را که مسبب این قیامها بودند را به  نواحی خراسان و فارس وقم وقزوین تبعید نمود و دو طایفه خلج و شقاقی راکه از طوایف کرد ساکن در حد فاصل کرمانشاه و ایلام بودند را به سرزمین بختیاری کوچ داد. طایفه خلج در هفشجان ساکن شدند وبااسیوندها وطایفه مهاجر دیگری از لرسان کوچک که بر اثر قتلی به بختیاری کوچ کرده بودند زندگی مسالمت آمیزی را آغاز کردند که البته هنوز هم فامیل فیلی در هفشجان که بازماندگان لرهای فیلی یعنی لرهای لرستانی نواحی خرم آباد هستند وجود دارند.طایفه شقاقی نیز در محل بازار قدیم شهرکرد سکونت داده شدند.این طایفه که هنرمندان نمد مال خوبی بودند و "کردین" که تن پوش مردان کوچ نشین و چوپانان است از مهمترین تولیدات آنان به شمار می رفت را تولید میکردند. برودت شدید سرما واستفاده وسیع بختیاریها از این تن پوشها باعث رونق کار این هنرمندان تازه وارد گردید بزودی نام" ده کردین"به این منطقه اطلاق گردید .ضرورت وسهئلت تلفظی باعث تبدیل ده کردین به دهکرد گردید تا چند سال پیش نمد مالی از مشاغل پر در آمد در این شهر به حساب می آمد .در زمان رضاشاه دهکرد به شهر تبدیل وشهرکرد نام گرفت  این در حالی بود که همان جمعیت اندک کرد در جمعیت اکثریت بختیاری هضم شده بودند چندسالی است که بختیاریها با توجه به نژاد وفرهنگ و تاریخ منطقه خواستار تغییر نام این شهر با عنوانی بختیاری هستند .... 
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 19:10 |
کورش کبیر که با قدرت خارقالعاده فرماندهی وفرمانروای اش تمدن پارسی وایرانی را در تاریخ جاودانه ساخت و در دوران جهالت وبربریت پایه گذار حقوق بشر گردید زاییده سرزمین بختیاری و آنشان است در سوسن سرخاب دیده به جهان گشود و بدون هیچگونه تردیدی بختیاریهای فعلی ودر مجموع تمامی لرزبانان ایران پارسی و بازماندگان اصلی قوم پارس و هخامنشیانند این کتاب حاوی دهها سند مدرک ودلایا وشواهد انکار ناپذیری است که گذشته مارا براساس یافته های باستان شناسی وکاملا علمی به ما باز می شناساند.....این اثر ارزشمند که به قلم حسن دهقانی(شوینی بختیاری)است تقدیم می شود به همه همتباران بختیاری و اهالی اندیشه وتفکر
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 18:20 |
فقدان تلخ ودردناک آبهمن علاءالدین پدر موسیقی نوین بختیاری با گذشت یکسال از هجران بی بازگشتش هنوز که هنوز است بر قلب دوستداران واقعی اش سنگینی میکند اما در این بین چند نفری از آدمهای شناخته شده وبی بته که درمیان اهالی هنر بختیاری شناخته شده اند در غیاب آن شاعر بزرگ وموسیقیدان بی بدیل در صدد کسب وجه بر آمده اند.فردی که در زمان حیات آنمرحوم دل آن بزرگوار را شکسته بود هم اینک همه کاره مراسمهای یادبودش شده است .آن یکی که بدهکارش بود حالا بر سر وسینه میزند واستاد استاد میگوید.آن دیگر ی با بی انصافی وبدروغ خودش را شاعر آثارش معرفی میکند حال آنکه ما که از نزدیک دستی بر آتش داشته ایم از این دروغگویی بخوبی آگاهیم و نیک میدانیم استاد علاءالدین خودشان شاعر وترانه سرای آثارشان بودند .دیگری که در عرصه موسیقی بختیاری گمنام وفاقد هنر به حساب می آمده حالا دیگر علی رغم حسادت شدیدش نسبت به آنمرحوم خودش را میراث دار آن استاد بی بدیل به حساب می اورد و این حکایت همچنان باقی است. براستی آیا جامعه بختیاری که خود میراث داران هنر فرهنگ وتاریخ پارسیان کهنند رواست تا به این حد از نخبگانش غافل باشد ؟راقم این سطور هم آن هنر مند بی بدیل را از نزدیک میشناختم و هم این مدعیان کاذب ودروغگو را ...به هوش باشیم غارتگران فرهنگی نخبگانمان را مصادره ننمایند همان کاری راکه ترکیه با شاعر ایرانی وپارسیمان مولانا جلال الدین مولوی انجام داده وقصد سرقت نام وعنوان مولوی را دارد به هوش باشیم فردا شاید دیر باشد...
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 13:31 |

                                                            

      درسال هشتادو یک که عهده دار معاونت اجرایی حوزه هنری چهارمحال بختیاری بودم ودوست ارزشمند وباغیرتم دکتر علی قنبری که بحق افتخار همیشگی قوم بختیاری است همه کاره استان بودند شاهد نوعی نا مهربانی نسبت به قوم وتبار بختیاری بودم من وضعیت مشابهی را در دزفول-لنجانات اصفهان-شوشتروفارسان قبلا دیده بودم لذا در ریشه یابی علت اینکار مطالعه نمودم وپی بردم هرجا نظام شبه دیکتاتوری خان وخان سالاری حاکم بوده وازاین رهگذر ظلمی بر پدران این مردم وارد گردیده است امروز ه بصورت عقده های رروحی و روانی ظهور وبروز پیدا کرده است در حالیکه این افراد با دیدگاه دموکراسی امروز به تاریخ نگاه می کنند واز این امر غافلند که آن حاکمیت خاص آن دوره بوده ودرآنزمان هم بدلیل ضرورت ایجاد امنیت ظلم وتعدی هم اجتناب ناپذیر بوده است وباید تارخ ووقایع تاریخی را در ظرف زمان ومکان خودشان ارزیابی کرده وبه قضاوت نشست .........  

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 19:46 |

  آیا بختیاری یک ایل است؟آیا بختیاری یک قوم است؟بنده بارها وبارها مشاهده کرده ام که بسیاری از همتبارانم از واژه ایل استفاده میکنند حتی برخی از نخبگان هم این اشتباه را مرتکب میشوند در حالیکه اصلا بختیاری با توجه به تاریخ،فرهنگ،زبان،موسیقی ،ادبات فولکوریک وهمه مشخصه های یک قوم در تقسیم بندیهای اجتماعی یک قوم با ریشه های تاریخی به حساب میاید.مثلا قاجاریه یا زندیه هر کدام یک ایل بوده اند ولی چون فاقد ریشه های عمیق تاریخی بوده اند امروزه دیگر نه تنها ایل به حساب نمی آیند بلکه کاملا در جامعه شهروندی هضم شده اند.درحالی که بخشی از جامعه بختیاری قرنها زودتر از اینها حیات شهرنشینی را آغازکرده ولی هویت فرهنگی خود را همچنان حفظ کرده است .میتوان گفت بختیاری دردرون خودش دهها ایل است وهرکدام از تیره ها وطایفه های بختیاری خودشان مشخص های یک ایل را دارا هستند.پس اشتباه ننویسیم،اشتباه نگوییم،بدانیم که بختیاری یک قوم است.

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 11:49 |
   بدون شرح.....
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 10:17 |